الراغب الأصفهاني ( مترجم : غلامرضا خسروى حسينى )

314

المفردات في غريب القرآن ( مفردات الفاظ قرآن با تفسير لغوى و ادبى قرآن ) ( فارسى )

شَرَّدْتُ فلاناً فى البلاد و شَرَّدْتُ به : نسبت به او رفتارى نمودم و عيبش برملا كردم كه ديگران از كار و كردارش دورى كنند و عبرت گيرند - مثل اينكه مىگويند : نكّلت به : براى عبرت ديگران عقوبتش كردم و عبرتش گردانيدم . در آيه گفت : ( فَشَرِّدْ بِهِمْ مَنْ خَلْفَهُمْ - 57 / انفال ) . يعنى : براى كسانى كه پس از آنها مىآيند و با تو برخورد مىكنند عبرتشان گردان « 1 » . فلان طريد شَرِيد : او رانده شده و طرد شده است . شرذم : الشِّرْذِمَة : جمعيّت و گروهى پراكنده و بريده از يكديگر . در آيه : ( لَشِرْذِمَةٌ قَلِيلُونَ - 54 / شعراء ) و اين معنى از عبارتى است كه مىگويند : ثوب شَرَاذِم : جامه و لباس پاره پاره شده . شرط : الشَّرْط : هر حكم معلومى كه بكارى تعلّق مىگيرد و انجامش حتمى است و واقع مىشود و اين كار مثل علامتى براى آن حكم و شرط است . شَرِيط : ريسمان تابيده شده . ( در زبان عربى امروز - شَرِيط يعنى نوار ضبط صورت و نوار فيلم ) . شَرَائِط : پيمان‌ها و شراطها . اشْتَرَطْتُ كذا : شرط كردم و پيمان بستم .

--> ( 1 ) ابن فارس مىنويسد : معنى آيه اينستكه هر گاه گناهكارى مرتكب گناهى شد و به سزاى گناهش رسيد و عقوبت شد ، ديگران با ديدن عقوبت و مجازات او ، از آن گناه دورى مىكنند چون مىترسند به همان سرنوشت دچار شوند ، پس : يشرد عن الذنب و ينكل : از گناه مىگريزند و برمىگردند و اللّه اعلم . ( مقاييس اللّغه - 3 / 270 ) .